محمد رضا واليزاده معجزى

155

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

درنگ عازم مىشوم و حكم مىفرماييد مقام و شغل فرمانفرمايى را تسليم نمايم ، بدون تأمل تسليم كرده ، مطيع و منزوى مىشوم و چنانچه رأى مبارك ملوكانه مقتضى مىداند كه به مقام فرمانفرمايى باقى باشم ، خلعتى در حق كمترين غلام مرحمت فرمايند تا عموم بدانند مشمول الطاف و مراحم شاهانه واقع شده‌ام و بجان و مال در چاكرى و بندگى باشم . » ضمنا تلگرافى هم به صدراعظم مخابره نمود و علاوه بر اظهار اطاعت تمنا كرد او را برادر شاه يا شاهزاده ندانند بلكه بنده زرخريد شاه و مطيع صدارت عظمى بشناسند و مبلغ متنابهى نيز به عنوان تقديمى براى مصارف بين راه تبريز و تهران براى شاه جديد برات نمود . " ملك‌آرا در صفحهء 131 از كتاب خود مىنويسد : « از طرف شاه در جواب اين اظهار منتهاى مرحمت شده ، به حكومت يزد اصفهان كماكان ابقا شدند . " هرچند ظل السلطان در حيات ناصر الدين شاه نسبت به برادرش مظفر الدين شاه نيت پاكى نداشت و همواره نقشه‌هاى فنا و نابودى او را در ذهن خود طرح مىكرد و رجال دولتى پيش بينى مىكردند كه اگر مظفر الدين شاه بر اريكه سلطنت جلوس كند ، از برادر انتقام بكشد يا اقلا او را از حكومت اصفهان و يزد معزول كند ، ولى بر خلاف اين پيش‌بينى ، ظل السلطان توانست با استفاده از روح سالم و بىآزار مظفر الدين شاه در دوران سلطنت او هم به حكومت خود ادامه دهد . لكن بعد از فوت مظفر الدين شاه سلطنت محمد على شاه براى عمويش ظل السلطان خوش‌يمن نبود و هرچند يكى دوبار با وساطت رجال دربارى و تقديم پيشكش زياد ظل السلطان مدتى در فارس حكومت كرد ، لكن هردفعه كه وضع سياسى محمد على شاه تق و لق مىشد ، ظل السلطان را هم بيكار مىكرد و بالاخره در اواخر سلطنت خانه او را هم بمباران كرد و غارت نمود . در 20 دسامبر سال 1907 محمد على شاه هيأت وزيران تازه‌اى با نخست‌وزيرى نظام السلطنه نامزد كرد و روز ديگر فرمان بيرون شدن ظل السلطان عم خود را از تهران صادر كرد چون ظل السلطان با حامل پيغام با خشونت رفتار و او را كتك زده بود ، لذا او را به‌طور ناگوارى از خانه‌اش بيرون كردند . از آن‌روى سفراى روس و انگليس - روس‌ها آشكارا و انگليس‌ها با لحن ملايم‌ترى - او را تهديد و امر به سكوت كردند چه ظل السلطان متنفر همه ايرانيان به ويژه اصفهانيان براى ستم‌هاى بىشمار و گرانش بود . چيز ديگرى مانند تئورى دكتر ديلن ( DILLIN ) و ديگر دستياران حكومت روسيه كه در 20 اگوست 1908 در مجله معاصر نوشت : " هدف نغز نهضت انقلاب اين است كه به‌سادگى او را بر تخت نشاند ، نمىتوانست بىاساس و